فاطمه جان احمدى
263
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
دشوار ، شرايط جديدى را براى زيست جمعى انسان غربى فراهم نمودند تا در اين فضاى جديد بتوان توليدات فرهنگى مناسبى را توليد و عرضه كرد . از قرن هفدهم تا نوزدهم ميلادى مفاهيمى چون رفاه ، آزادى ، عدالت و امنيت - كه از اصلىترين دغدغهها و مفاهيم اساسى حل معضلات جامعه غربى به نظر مىرسيد - در دستور كار روشنفكرانى چون لاك ، روسو و ماركس قرار گرفت . با نهادينه شدن برخى از مفاهيم جديد ، شرايط نوين تمدنى غرب نيز پديد آمد . به منظور توسعه و نهادينه شدن نسبى برخى از توليدات فرهنگى لازم بود تا هريك از مبانى طرحشده پس از مدتى مورد نقد و بررسى قرار گيرند و گفتمانهاى مختلفى چون آزادى ، امنيت ، عدالت و برابرى پس از عبور از منظر نقادانهء روشنفكران ، شرايط ذهنى جامعه را براى پذيرش توليدات جديد فرهنگى فراهم آورند . « 1 » استقرار شرايط جديد و عينىِ سازههاى مفهومى نوين ، تمدن غرب را در قرن بيستم ميلادى با عناصر ديگرى مواجه نمود . در تمامى اين قرن روشنفكران سوسياليست ، مبانى نظرى ليبراليسم در شكلگيرى آزاد و بىكنترل اراده فرد و توليد وضعيتهاى نابرابر و آزادى را - كه نابودكننده آزادى بشر بود - به باد انتقاد گرفتند . بدينرو ليبراليسم در عمل به امپرياليسم و شكلگيرى سازمانهاى جهانى انحصارى و تراستِ قدرت و گسترش تدريجى سازمانِ قدرتِ دولت تجلى يافت . بنابراين بار ديگر نظريهپردازان قرن بيستم براى رهايى از نابودى تمدنى دست بهكار شدند و ناگزير موضوع منافع عموم بشر را مطرح كردند و آراى جديدى را در جهت پايبندى به حفظ معيارهاى حقوقى و قواعد سياسى ، اجتماعى و اقتصادى ارائه نمودند . بدين ترتيب نهادهاى مدنى متنوع يكى پس از ديگرى شكل گرفت تا مردم را به مشاركتى فعال فراخوانند . تشكلهاى روشمندِ مردمى نيز كارساز نيفتاد و در همين قرن نقدِ كاركرد دولتها آغاز شد و با بالا گرفتن مباحث انتقادى ، متفكران اعلام نمودند كه عصر دولتها بهسر رسيده و قرن بيست و يكم آغاز دوران ملتهاست . البته بايد باور داشت كه رخدادهاى تمدنى در جهان غرب به ظاهر ره تعالى پيمود ، اما آنچه فرهنگش ناميدهاند ، اعم از جنبههاى معنوى چون زبان ، دين ، دانش ، آيين و رسوم حيات جمعى ، انحطاط يافت و تمدنى عارى از مؤلفههاى فرهنگى شكل گرفت كه رفتهرفته مظاهر تمدن را نيز
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : نظريه گفتگوى تمدنها ، نقش پيشتاز زنان در توليد ارزشهاى مشترك ، مركز امور مشاركت زنان رياست جمهورى ، ص 80 - 77 .